1- شعر " فیـــد بک "


به دستهایم
جرعه ها سر می کشند
جائی که چشمانم
حلقه در حلقه
محبوس همین
خود خواهیست!
*******************
باز خورد پائیز
همچنان زیباست...
آنچنان که
تو در نگاهت
آشفـــته ای !
***********************
کافیست
به من اقتدا کنی
من دروازه های
هفت شهر
جنونم
*****************************
باز خورد
دیدارمان یکیست
اگر این
فاصله ها
کم می شد
********************
بار ها
سوخته ام
در امتداد خویش
باز ....
به خاکسترم
دست حاجت
می کشی !
****************************
همچنان
در انتظار دیدارم
به انجیلی که
در نگاه توست قسم
من همان یهودای
مصلوبم!
********************************
اگر این حوصله ها
بگذارند
روزگارم
همچنان شیرین است
**************************
همچنان
گرفتار تو ام
تو اگر
پیش خودت
تنهائی!
*****************************************
هرچه از
صبح باقیست
حریص تر میشود
گل واژه های
خیال
********************************
به حریم دوست
دل سپردن
خطاست !
حرمتی را
که در آئینه ها
پیداست !
*****************************
به تفسیر نگاهت
می مانم
هر جا که دستم
به تفسیر پاره خطی
دلگیر است

2- نگاه کوتاهی به این مجموعه (فریبا نوری)

درود.
به باور نگارنده، این مجموعه ظرفیت بالایی برای تبدیل به یک مجموعۀ درخشان از اشعار کوتاه دارد اما الان در مرحلۀ شکل‌گیری است.
ظرفیت بالای آن به دلیل درون‌نگری شاعر، تعادل بین عاطفه و مضمون و یا زبان عاشقانه و فلسفی قطعات آن است. قطعاتی که حدود نیمی از آن‌ها در قلمرو شعر کوتاه مدرن قرار گرفته‌اند و نیم دیگر هنوز نیازمند پالایش در منطق استعاره و وحدت تصویرند.

منظور از شعر کوتاه مدرن، قطعاتی است که
اولا لحظه یا تجربۀ واحدی داشته باشند،
دوم آن که موجز بوده و از حشو و توضیح دور باشند.
سوم این که موسیقی و هارمونی درونی خود را حفظ کرده باشند
مهمتر از همه این که پایان غیر منتظرۀ تامل برانگیز یا تصویر محور داشته باشند.
با این چهار معیار،
این دو قطعه به باور نگارنده بهترین کوتاه‌های این مجموعه هستند:

کافیست
به من اقتدا کنی
من دروازه های
هفت شهر
جنونم
*************
همچنان
در انتظار دیدارم
به انجیلی که
در نگاه توست قسم
من همان یهودای
مصلوبم!