نگاهی کوتاه به شعر نماز گل ها از قاسم بیابانی
1-- شعر (نماز گل ها)
کفش های حوصله سر رفت،
صدا در گوش خیابان پیچید،
کبوتری برخاست،
دست آسمان را، در آغوش گرفت.
و گفت:
هیس خدا خوابیده است.
حالا تو نمازت را برای گل ها بخوان
شاید، از این میانه یکی شکوفا شود.
2- نگاهی کوتاه به شعر (فریبا نوری)
درود. شعر معنوی زلال و آرامبخشی است. (هیس خدا خواب است) از منظر جهانبینیهای مختلف تعابیر مختلفی دارد. مثلا در سطح اسطورهای در خیلی از تمدنهای جهان قائل به دورۀ رکود جهان و انتظار برای بیداری دوبارۀ نظمی مقدس هستیم و این طرز فکر به صورت استعارههایی مثل خواب، سفر، یا حتی قهر خدا (که در فرهنگ ما هم هست وارد زبان اقوام مختلف شده. اما همین جمله در بخشی از فلسفۀ مدرن و پستمدرن استعارهای ملایم برای اعلام فقدان مرجع مطلق بوده، و در بخش دیگری از آن (به طور مشخص در آثار کامو) به عنوان شورش علیه پوچی مطرح شده (کا انسان میخواهد به هر قیمتی معنا را نگه دارد ولو در خواب). از نظر روانشناسی پستمدرن نیز تایید شده که انسان مخصوصا در وحشت پوچی نیازمند وجود ناظر غایی است لذا حتی اگر در سطج آگاهی وجود خدا را انکار کند در سطح ناخوداگاه ساز و کاری روانی را فعال میکند به این صورت که وجود او مفروض است فقط موقتا خاموش بوده یا در دسترس ما نیست. اما در شعر حاضر هیچکدام از موارد فوق به باور نگارنده صحیح نیست. شعر متأثر از عرفان ایرانی است. در عرفان ایرانی ما اصطلاح خواب خدا را نداریم اما مفهوم استتار و خفا و تجلی به نوبت را داریم. چرا نگارنده بر این باور است؟ به دلیل دو سطر آخر شعر : وقتی تو برای گل ها نماز بخوانی احتمال شکوفا شدن یکی از آنها هست (پنهان بودن ارادۀ الهی). این دو سطر بیت حافظ را هم یادآوری میکند: (از هر کرانه تی دعا کردهام روان، شاید کز آن میانه یکی کارگر شود). درست است که تیر دعا در شعر حافظ یک استعارۀ پیچیدۀ کلاسیک است و نماز برای گلها یک استعارۀ لطیف مینیمال اما بنمایۀ عرفانی انسانی هر دو یکی است: هر دو شاعر حتی در ناامیدی و بیحوصلگی، حتی در تردید و عجز ناشی از آن، دست از دعا و نماز برای (اثرکردن) و (شکفتن) نمیکشند.